احمد مجد الاسلام كرمانى
7
تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )
ممانعت كرده لهذا برگشته از راه تخت بر بريها رفته كه از در خانه ظل السلطان و انجمن آذربايجان عبور كند محاذى انجمن آذربايجان كه رسيده قزاقها ممانعت كردهاند اتباع آقا با آنها درشتى نمودهاند از انجمن آذربايجان كمك خواسته بودند آنها هم به طرف قزاقها شليك كردهاند و جنگ از اينجا شروع شده و ديگر نميدانم بكچا رسيده . اطلاعات شمس الحكما تا همينجا بود و چون مدتى گذشت و صداى توپ و تفنگ بلند نشد يقين كرديم مطلب ختم شده بناگاه صداى غرش توپ فضاى شهر را پر كرد و متواليا مثل تگرگ باريدن گرفت و اين حالت تا سه ساعت بغروب مانده امتداد يافت و جنگ از يكساعت از آفتاب گذشته تا سه ساعت بغروب مانده و چون ماه آخر بهار و ايام جوزا بود بنابراين ميتوانم بگويم ده ساعت طول كشيد و دو ساعت يا كمتر مدت متاركه را كه از آنموضوع كم كنيم هشت ساعت مدت محاربه بطور تخمين خواهد شد . بعد از انقطاع صداى توپ اخبار ميدان جنك منتشر شد و بعضى از آشنايان هم نزد ما آمدند و ما را خبردار كردند و بر دهشت و وحشت ما افزودند و اگرچه از صبح در كمال اضطراب بوديم ولى حالا موضوع اضطراب ما تغيير كرده يعنى - تاكنون از وقوع جنگ و خونريزى و اتلاف نفوس وحشت داشتيم حالا ديگر بر جان و مال خودمان ميترسيم بعضى از دوستان نادان هم بعوض آنكه ما را تسليت دهند بيشتر ميترسانند در اين بين مستشار ديوان كرمانى به آنجا آمد و اين شخص معاون معتضد ديوان رئيس نظميه بوده مقدم او را خيلى غنيمت ميشمرديم چه يقين داشتيم اگر خبرى باشد او ميداند لهذا از او پرسيديم آيا در باره ما دو نفر چيزى شنيده و خيالى دارند يا خير ؟ جواب داد تا حالا كه خبرى نبوده حالا ميروم تحقيق ميكنم و اگر خبرى باشد فورا بشما راپورت مىدهم و به همين خيال برخاست و رفت